<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه پژوهش های نوین روانشناختی</title>
    <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه پژوهش های نوین روانشناختی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی بر عزت نفس جنسی در زنان مبتلا به سرطان پستان</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_19404.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی و خودمراقبتی بر عزت نفس جنسی در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد. تحقیق حاضر طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل و همراه با پیگیری دو ماهه بود و از منظر هدف، تحقیق کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران 30 &amp;amp;ndash; 50 ساله مبتلا به سرطان پستان در سال 1400 بودند که در بیمارستان شهید فیروزگر تهران در حال درمان بودند. نمونه پژوهش به صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه اختصاص داده شدند. حجم نمونه شامل 45 نفر (برای هر گروه 15 نفر؛ یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی 1، یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی 2 و 15 نفر نیز در گروه کنترل) بود. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه عزت نفس جنسی زینا و اسچوارز (1996) بود و گروه&amp;amp;shy;‌های آزمایش جلسات آموزش ذهن آگاهی (کابات زین، 2015) و آموزش خود مراقبتی کلارک و همکاران (2014) را دریافت کردند. به منظور تحلیل آماری داده‌ها، از تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که دو شیوه آموزش ذهن‌آگاهی و خودمراقبتی، بر عزت نفس جنسی در پس‌آزمون اثر معنی دار دارند. بین نمرات عزت نفس جنسی در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری صرف نظر از نوع مداخله، تفاوت وجود داشت (0/001&amp;amp;gt;p). از بین دو شیوه آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی، آموزش ذهن آگاهی در تقویت عزت نفس جنسی زنان مبتلا به سرطان پستان موثرتر بود. لذا می‌توان نتیجه‌گیری کرد که با استفاده از شیوه‌&amp;amp;shy;های آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی (به ویژه آموزش ذهن آگاهی)، می‌توان عزت نفس جنسی را در زنان مبتلا به سرطان پستان بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطۀ امید به تحصیل و بهزیستی تحصیلی: نقش واسطه‌گری اشتیاق تحصیلی</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_20870.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی رابطۀ امید به تحصیل و بهزیستی تحصیلی با نقش واسطه&amp;amp;shy;‌گری اشتیاق تحصیلی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری پژوهش، تمامی دانش‌آموزان متوسطۀ دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از بین آن‌ها 516 دانش&amp;amp;shy;‌آموز (223 پسر و 293 دختر) با استفاده از روش نمونه&amp;amp;shy;‌گیری خوشه&amp;amp;shy;‌ای تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به پرسش&amp;amp;shy;نامه‌&amp;amp;shy;های امید به تحصیل (AHQ) خرمایی و کمری (1396)، بهزیستی تحصیلی (AWBQ) تومینن- سوینی و همکاران (2012) و اشتیاق تحصیلی (AEQ) فردریکز و همکاران (2004) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 استفاده شد. یافته‌&amp;amp;shy;ها نشان دادند که مدل پژوهش با داده‌&amp;amp;shy;های جمع‌آوری شده برازش مطلوبی دارد. امید به تحصیل دارای تاثیر مثبت و معنی‌&amp;amp;shy;دار بر اشتیاق تحصیلی و اشتیاق تحصیلی نیز دارای تاثیر مثبت و معنی&amp;amp;shy;‌دار بر بهزیستی تحصیلی بود. هم&amp;amp;shy;چنین، بررسی مسیر غیرمستقیم متغیر برون‌&amp;amp;shy;زاد (امید به تحصیل) بر متغیر درون‌&amp;amp;shy;زاد نهایی (بهزیستی تحصیلی)، نشان داد که امید به تحصیل از طریق اشتیاق تحصیلی دارای تاثیر غیرمستقیم معنی&amp;amp;shy;‌دار بر بهزیستی تحصیلی بود. در مجموع، یافته‌های پژوهش حاضر حاکی از آن است که امید به تحصیل از طریق تقویت اشتیاق تحصیلی، می‌تواند نقش موثری در ارتقای بهزیستی تحصیلی ایفا کند. این نتیجه بیانگر آن است که مؤلفه‌های انگیزشی درونی، همچون امید و اشتیاق، نه‌تنها با عملکرد تحصیلی بلکه با سلامت روانی دانش‌آموزان نیز پیوند دارند و باید در برنامه‌ریزی‌های آموزشی مورد توجه قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و هیپنوتراپی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_20893.html</link>
      <description>هدف پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و هیپنوتراپی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر بود. نوع طرح پژوهش نیمه‌آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر مراجعه کننده به کیلینک‌های گوارش شهر تهران در زمستان سال 1403 بودند. تعداد 45 زن به صورت تصادفی ساده در 3 گروه شناختی-رفتاری (15 زن)، هیپنوتراپی (15 زن) و گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه‌&amp;amp;shy; آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه‌ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم 8 جلسه 90 دقیقه‌ای هیپنوتراپی قرار گرفتند. از پرسشنامه کیفیت زندگی سندرم روده تحریک‌پذیر (IBS-QIL-34) پاتریک و همکاران(1998) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. از تحلیل واریانس با اندازه&amp;amp;rlm;گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن‌فرونی برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده‌ها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس‌آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت داشته است (ƞ2=0/75 ،Sig=0/001 ،F=127/07). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان شناختی-رفتاری اثربخشی بیشتری نسبت به هیپنوتراپی بر بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دارد (0/05&amp;amp;gt;p). می‌توان نتیجه‌گیری کرد که، در راستای بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی می‌توان از نتایج این پژوهش استفاده کرد و تقدم استفاده در بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک&amp;amp;rlm;پذیر با درمان شناختی-رفتاری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش تاب‌آوری خانواده در رشد پس از ضربه: میانجی‌گری سریالی تاب‌آوری فردی و خودشفقت‌ورزی</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_20900.html</link>
      <description>هدف این مطالعه تعیین نقش میانجیِ سریالی تاب‌&amp;amp;shy;آوری فردی و خودشفقت&amp;amp;shy;‌ورزی بین تاب‌&amp;amp;shy;آوری خانواده و رشد پس از ضربه بود. این مطالعه، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل بیماران جسمانی شدید بستری شده در بیمارستان&amp;amp;shy;‌های استان خراسان جنوبی در سال‌&amp;amp;shy;های 1399 تا 1403 بود. تعداد 269 نفر به شیوه نمونه&amp;amp;shy;‌گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه‌&amp;amp;shy;های تاب&amp;amp;shy;‌آوری خانواده، تاب‌&amp;amp;shy;آوری فردی، خودشفقت‌&amp;amp;shy;ورزی و رشد پس از ضربه را تکمیل کردند. داده‌&amp;amp;shy;ها با استفاده از روش تحلیل مسیر سریالی هایز تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل مفهومی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار است (R=0/73 ،F(3,235)= 89/13 ،p&amp;amp;lt;0/0001 ،R2=0/53). همچنین اثر مستقیم تاب&amp;amp;shy;‌آوری خانواده (0/38=&amp;amp;beta;)، تاب&amp;amp;shy;‌آوری فردی (0/41=&amp;amp;beta;) و خودشفقت‌&amp;amp;shy;ورزی (0/26=&amp;amp;beta;) &amp;amp;nbsp;بر رشد پس از ضربه معنادار بود. بعلاوه، اثرات غیرمستقیم تاب‌آوری خانواده بر رشد پس از ضربه با میانجی&amp;amp;shy;‌گری تاب‌آوری فردی و با میانجی&amp;amp;shy;گ‌ری سریالی تاب‌آوری فردی و خودشفقت&amp;amp;shy;‌ورزی معنادار بود. درحالی‌که، میانجی&amp;amp;shy;‌گری خودشفقت&amp;amp;shy;‌ورزی بین تاب‌آوری خانواده و رشد پس از ضربه معنادار نبود. تاب‌آوری خانواده به عنوان یک سیستم حمایتی عمل می‌کند که فرصت‌های رشد را افزایش می‌دهد. تاب‌آوری فردی و خودشفقت‌ورزی نیز به عنوان راهبردهای فردی به پردازش سالم‌تر تجارب آسیب‌&amp;amp;shy;زا کمک می‌کنند. در واقع، این عوامل شرایط بهینه‌ای را برای رشد پس از ضربه فراهم می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و ارزیابی اثربخشی برنامه درسی پروژه‌محور STEM بر حل مسئله و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان ابتدایی</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_20922.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه درسی پروژه‌محور مبتنی بر STEM در ارتقای ادراک حل مسئله و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که از میان آن‌ها ۱۲۰ نفر به‌صورت تصادفی خوشه‌ای انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۶۰ نفر) تقسیم شدند. برای گردآوری داده‌ها از آزمون پیشرفت تحصیلی معلم‌ساخته و پرسشنامه ادراک حل مسئله هپنر و پترسون (1982) استفاده شد. روایی ابزارها از طریق بازآزمائی&amp;amp;nbsp; و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/94 تأیید شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و (MANCOVA) در نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد برنامه درسی پروژه‌محور مبتنی بر STEM تأثیر معناداری &amp;amp;nbsp;(p&amp;amp;lt;0/05) بر افزایش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دارد. همچنین، تمرکز این برنامه بر فعالیت‌های عملی و ارزشیابی تکوینی، موجب تقویت ادراک حل مسئله در موقعیت‌های واقعی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی بر تحمل پریشانی و ناگویی هیجانی در زنان با تعارضات زناشویی</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_20934.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی بر تحمل پریشانی و ناگویی هیجانی در زنان با تعارضات زناشویی بود. این مطالعه به روش نیمه‌&amp;amp;shy;آزمایشی با استفاده از طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه‌ی زنان با تعارضات زناشویی در شهر اردبیل در سال ۱۴۰۳ بود که به مراکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره در شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. از میان آن‌ها، ۳۰ نفر به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جای‌ داده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه‌ای، مداخله‌ی درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی را دریافت کرد؛ درحالی‌که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تحمل پریشانی و ناگویی هیجانی بود که در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون مورد استفاده قرار گرفتند. یافته‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی منجر به افزایش معنادار تحمل پریشانی و کاهش ناگویی هیجانی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (0/001=p). بر اساس این نتایج، می‌توان نتیجه گرفت که مداخله‌ی مبتنی بر ذهنی‌سازی روشی مؤثر برای بهبود تحمل پریشانی و ناگویی هیجانی در زنان با تعارضات زناشویی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین تکانشگری، نوجویی و رفتارهای پرخطر در نوجوانان</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_20936.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین تکانشگری، نوجویی و رفتارهای پرخطر در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، همبستگی است. جامعه پژوهش حاضر تمامی دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر زنجان (18355 نفر) در سال تحصیلی 403-1402 بودندکه تعداد 400 نفر به شیوه نمونه&amp;amp;shy;گیری در تصادفی خوشه&amp;amp;shy;ای مرحله‌ای انتخاب شدند و به &amp;amp;nbsp;مقیاس&amp;amp;shy;های پژوهش شامل مقیاس تنظیم هیجان گراتز و رامر (2004)، مقیاس تکانشگری بارت (2004)، مقیاس سرشت و منش کلونینجر (1994) و مقیاس رفتارهای پر خطر زاده محمدی و احمدی (1388) پاسخ دادند. نتایج تحلیل حاکی از آن بود که اثر مستقیم تکانشگری (p&amp;amp;lt;0/05 ،&amp;amp;beta;=0/31)، نوجویی (p&amp;amp;lt;0/05 ،&amp;amp;beta;=0/17)، &amp;amp;nbsp;و دشواری در تنظیم هیجان(p&amp;amp;lt;0/05 ،&amp;amp;beta;=0/13)، بر رفتارهای پر خطر در نوجوانان و اثر مستقیم تکانشگری بر دشواری در تنظیم هیجان معنادار بود (p&amp;amp;lt;0/05 ،&amp;amp;beta;=0/52). اثر غیر مستقیم تکانشگری بر رفتارهای پرخطر با میانجی‌گری دشواری در تنظیم هیجان نیز معنادار بود (p&amp;amp;lt;0/05 ،&amp;amp;beta;=0/07). با توجه به نتایج بدست آمده نیاز به مداخلات هدفمند است که هم تکانشگری، نوجویی و هم مهارت‌های تنظیم هیجان را مورد توجه قرار دهند. دشواری در تنظیم هیجان، میانجی کلیدی رابطه تکانشگری و رفتارهای پرخطر در نوجوانان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل ساختاری پیش بینی تجربیات شبه‌روان‌پریشی بر اساس ترومای کودکی با نقش میانجی انعطاف ‌پذیری روان‌شناختی در دانشجویان</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21039.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری پیش‌&amp;amp;shy;بینی تجربیات شبه‌روان‌پریشی بر اساس ترومای کودکی با نقش میانجی انعطاف‌&amp;amp;rlm;پذیری روان‌شناختی در دانشجویان انجام شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی با استفاده از مدل&amp;amp;shy;‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز در زمستان سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه‌&amp;amp;rlm;گیری در دسترس (به شیوه آنلاین) 200 نفر انتخاب شد. با استفاده از مقیاس پرسشنامه ارزیابی عمومی از تجربه‌&amp;amp;shy;های روان‌پریشی (CAPE-42؛ استفانیز و همکاران، 2002)، فرم کوتاه پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ-SF؛ برنشتاین و همکاران، 2003) و سیاهه چندبعدی انعطاف‌&amp;amp;rlm;پذیری روانشناختی (MPFI؛ رولفس و همکاران، 2018) داده‌&amp;amp;rlm;ها جمع‌آوری شد. با استفاده از نرم‌افزار SPSS و AMOS نسخه 29 داده‌&amp;amp;shy;ها تحلیل شد. یافته&amp;amp;shy;‌های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ترومای کودکی (0/65=&amp;amp;beta; و 0/001&amp;amp;gt;p) و انعطاف‌&amp;amp;shy;پذیری روان‌شناختی (0/29- =&amp;amp;beta; و 0/003&amp;amp;gt;p) بر روی تجربیات شبه‌روان‌پریشی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که انعطاف&amp;amp;rlm;‌پذیری روان‌شناختی در رابطه بین ترومای کودکی (0/62- =&amp;amp;beta; و 0/001&amp;amp;gt;p) با تجربیات شبه‌روان‌پریشی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (RMSEA=0/06, SRMR=0/03, p&amp;amp;lt;0/5) و 64 درصد از واریانس تجربیات شبه‌روان‌پریشی تبیین می&amp;amp;shy;‌شود. این مطالعه درک مکانیسم‌های احتمالی تجربیات روان‌پریشی دانشجویان را عمیق‌تر کرد. برای دانشجویانی که از تروماهای کودکی رنج می‌برند، انعطاف‌&amp;amp;shy;ناپذیری روان‌شناختی ممکن است یک راهبرد مقابله‌ای ناسازگارانه باشد که دانشجویان را به سمت تجربیات روان‌پریشی سوق می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تنظیم هیجان و شاخص توده بدنی (BMI) در نوجوانان دختر چاق در دوره بلوغ</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21040.html</link>
      <description>هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تنظیم‌هیجان و شاخص توده بدنی (BMI) در نوجوانان دختر چاق در دوره بلوغ بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی، با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش دختران 12 تا 17 سال با BMI در صدک ۹۵ یا بالاتر در جداول رشد مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها (2022) مدارس شهر گرگان در سال تحصیلی 1404-1403 بود. تعداد 30 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) و شاخص توده بدنی (BMI) بود. گروه آزمایش 10 جلسه 60 دقیقه‌ای درمان مبتنی بر شفقت را دریافت کردند و گروه گواه در این مدت هیچ‌گونه آموزشی دریافت نکردند. داده‌ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیری توسط نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت بر تنظیم هیجان و شاخص توده بدنی (BMI) در نوجوانان دختر چاق در دوره بلوغ اثربخش است (0/05&amp;amp;gt;p). بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر، درمان مبتنی بر شفقت منجر به بهبود تنظیم هیجان و کاهش شاخص توده بدنی در نوجوانان دختر چاق در دوره بلوغ شد. نتایج این پژوهش می‌تواند در طراحی برنامه‌های روان‌شناختی و مداخلات بالینی برای نوجوانان دختر چاق مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی اضطراب اجتماعی نوجوانان پسر بر اساس طرحواره‌های هیجانی: نقش واسطه‌ای تاب‌آوری</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21041.html</link>
      <description>هدف از انجام این پژوهش پیش‌بینی اضطراب اجتماعی نوجوانان پسر براساس طرحواره‌های هیجانی آن‌ها با تأکید بر نقش واسطه‌ای تاب‌&amp;amp;shy;آوری بود. طرح پژوهش حاضر همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان فین هرمزگان در سال تحصیلی 1402-1401 &amp;amp;nbsp;بودند. در این پژوهش ۲۷۰ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس اضطراب اجتماعی واتسون و &amp;amp;nbsp;فرند (1996)، مقیاس طرحواره‌های هیجانی لیهی (2002) &amp;amp;nbsp;و تاب‌آوری کانر و دیویدسون (2003) استفاده شد. تحلیل داده‌&amp;amp;shy;ها&amp;amp;nbsp; به روش معادلات ساختاری&amp;amp;nbsp; با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار Amos &amp;amp;nbsp;نسخه 22 انجام شد. یافته‌های به دست آمده از تحلیل داده‌ها نشان داد بین طرحواره‌های هیجانی منفی و اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین، بین تاب‌آوری و اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنادار یافت شد اما بین طرحواره‌های هیجانی مثبت و اضطراب اجتماعی رابطه معنادار نشد. همچنین، بین طرحواره‌های هیجانی مثبت و منفی با اضطراب اجتماعی از طریق تاب‌آوری رابطه غیرمستقیم وجود داشت. در نتیجه، تاب‌&amp;amp;shy;آوری به عنوان متغیر واسطه‌ای رابطه‌ی میان اضطراب اجتماعی و طرحواره‌های هیجانی را تعدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن‌آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان دچار ترومای هیجانی</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21042.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن‌&amp;amp;shy;آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان ۹ تا ۱۱ ساله دچار ترومای هیجانی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع ‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان ۹ تا ۱۱ ساله دارای سابقه ترومای هیجانی، مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه 6 شهر اصفهان در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این پژوهش تعداد 53 کودک با علائم ترومای هیجانی با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه‌های آزمایش و کنترل جایدهی شدند (18 کودک در گروه آزمایش اول، 18 کودک در گروه آزمایش دوم و 17 کودک در گروه کنترل). سپس والدین کودکان حاضر در گروه‌های آزمایش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد (باتلر، ۲۰۱۵) و فرزندپروری ذهن‌&amp;amp;shy;آگاهانه (بوگلز و رستیفو، 2014) را طی هشت هفته (8 جلسه 90 دقیقه‌ای به صورت هفته‌ای یک جلسه) دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس ابرازگری هیجانی کودکان (EESC؛ پنزا- کلیو و زیمن، 2002) و پرسشنامه همدلی عاطفی (EEQ؛ جولیف و فارینگتون، 2006) استفاده شد. داده‌های با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن‌&amp;amp;shy;آگاهانه بر ابرازگری هیجانی (0/001&amp;amp;gt;p) و همدلی عاطفی (0/001&amp;amp;gt;p) کودکان دچار ترومای هیجانی تأثیر معنادار دارد. علاوه بر این نتایج آزمون تعقیبی بون‌فرونی نشان داد که بین اثربخشی دو مداخله فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن‌آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان دچار ترومای هیجانی تفاوت معناداری وجود ندارد. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر تفاوت معناداری بین میزان اثربخشی دو روش وجود نداشت. بر این اساس هر دو روش به یک اندازه مؤثر بوده‌اند و درمانگران می‌توانند بر اساس ترجیح، مهارت، یا شرایط خاص هر خانواده، از یکی از آن‌ها یا هر دو استفاده کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثربخشی مداخله قدردانی بر خودانتقادی مادران و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21057.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثربخشی مداخله قدردانی بر خودانتقادی مادران و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان شهر اصفهان بود. پژوهش حاضر، به‌صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با دوره پیگیری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی مادران دارای دختران با مشکلات هیجانی رفتاری مشغول به تحصیل در مدارس شهر اصفهان بودند که به صورت هدفمند و با توجه به ملاک‌های ورود، 40 نفر از مادران دارای دختران با علائم مشکلات هیجانی رفتاری شهر اصفهان در دامنه سنی 9 تا 11 سال، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. والدین گروه آزمایش در 9 جلسه‌ 90 دقیقه‌ای (هفته‌ای دو جلسه) تحت مداخله قدردانی قرار گرفتند. گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ-فرم والد (2001، CBCL)، مقیاس سطوح خود (LOSC) و بسته آموزش قدردانی قمرانی (1389) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌ تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر و با نسخه‌ی 24 نرم‌افزار Spss انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که در مؤلفه‌های خودانتقادی درونی، خود انتقادی مقایسه‌ای و نمره کل خودانتقادی، متغیر گروه، متغیر زمان و همچنین تعامل زمان و گروه معنی‌دار می‌باشد (0/05&amp;amp;ge;p). همچنین در مؤلفه‌های مشکلات درونی شده، مشکلات برونی شده و نمره کل مشکلات هیجانی رفتاری هم متغیر گروه، متغیر زمان و همچنین تعامل زمان و گروه معنی‌دار می‌باشد (0/05&amp;amp;ge;p). نتایج مطالعه نشان می‌دهد، می‌توان از مداخله قدردانی به عنوان مداخله‌ای برای بهبود خودانتقادی مادران و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌یابی ساختاری کیفیت زندگی بر اساس تاب‌آوری با نقش میانجی ناگویی هیجانی در بیماران پسوریازیس</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21056.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل&amp;amp;shy;‌یابی ساختاری کیفیت زندگی بر اساس تاب&amp;amp;shy;‌آوری با نقش میانجی ناگویی هیجانی در بیماران پسوریازیس انجام شده است. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل&amp;amp;shy;‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعه‌کننده به کلینیک‌ها و بیمارستان‌های شهر تهران در سال 1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه&amp;amp;rlm;‌گیری هدفمند 260 نفر انتخاب شد. با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی (WHOQOL-BRIEF) سازمان بهداشت جهانی (2004)، مقیاس تاب&amp;amp;shy;‌آوری (RISC) کانر و دیویدسون (2003) و مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS) بگبی و همکاران (1994) داده&amp;amp;rlm;‌ها جمع‌آوری شد. با استفاده از نرم‌افزار SPSS و AMOS نسخه 29، داده&amp;amp;shy;‌ها تحلیل شد. یافته‌&amp;amp;shy;های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم تاب‌&amp;amp;shy;آوری بر روی کیفیت زندگی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی در رابطه بین تاب‌&amp;amp;shy;آوری با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (RMSEA=0/06, SRMR=0/05, p&amp;amp;lt;0/05) و 73 درصد از واریانس کیفیت زندگی تبیین می‌شود. می‌&amp;amp;shy;توان نتیجه&amp;amp;shy;‌گیری کرد که باید به نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطۀ بین تاب‌آوری با کیفیت زندگی توجه شود و روان‌شناسان سلامت این مؤلفه را در کاربست درمانی در کار با افراد مبتلا به پسوریازیس بگنجانند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال‌کاری، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21055.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال&amp;amp;shy;‌کاری، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش‌&amp;amp;shy;آموزان انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه‌&amp;amp;shy;آزمایشی با طرح پیش‌&amp;amp;shy;آزمون&amp;amp;ndash; پس‌&amp;amp;shy;آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش‌&amp;amp;shy;آموزان پسر دوره متوسطه دوم ناحیه 5 تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. از طریق روش نمونه&amp;amp;shy;‌گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه&amp;amp;shy;‌های اهمال‌کاری تحصیلی سولومن و راث‌بلوم (1984)، مقیاس خودتنظیمی تحصیلی بوفارد و همکاران (1995) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. گروه آزمایش به‌&amp;amp;shy;مدت 8 جلسه 90 دقیقه‌&amp;amp;shy;ای، یک روز در هفته، برنامه آموزش پذیرش و تعهد را دریافت کردند. داده&amp;amp;shy;‌های حاصل از پژوهش از طریق تجزیه و تحلیل کوواریانس چند&amp;amp;shy;متغیره مورد بررسی قرارگرفت. سطح معنی‌&amp;amp;shy;داری در کلیه آزمون&amp;amp;shy;‌ها 0/05 در نظر گرفته&amp;amp;shy;‌شد. نتایج حاصل نشان داد که برنامه آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال‌&amp;amp;shy;کاری تحصیلی (0/001&amp;amp;gt;p)، خودتنظیمی تحصیلی (0/001&amp;amp;gt;p) و عملکرد تحصیلی (0/001&amp;amp;gt;p) دانش‌آموزان موثر است. با توجه به یافته&amp;amp;shy;‌های حاصل از پژوهش، آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد&amp;amp;nbsp; تا حد زیادی می‌&amp;amp;shy;تواند موجب کاهش اهمال‌&amp;amp;shy;کاری تحصیلی و بهبود خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی در دانش&amp;amp;shy;‌آموزان شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌یابی پریشانی روان‌شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی‌حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21069.html</link>
      <description>با گسترش استفاده از شبکه‌های اجتماعی در زندگی روزمره دانشجویان، نگرانی‌ها درباره پیامدهای احتمالی استفاده افراطی از این شبکه‌ها افزایش یافته است. هدف پژوهش حاضر مدل‌یابی پریشانی روان‌شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی&amp;amp;shy;‌حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی_ همبستگی از نوع مدل&amp;amp;shy;‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران به تعداد 11383 نفر در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. نمونه‌ای به تعداد 250 نفر از بین این جامعه آماری به روش نمونه&amp;amp;shy;‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به اینستاگرام کرکابرون و گریفیث (2018)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لوی باند و لوبی باند (1995)، مقیاس چندبعدی حالت بی&amp;amp;shy;‌حوصلگی فالمن و همکاران (2013) و پرسشنامه ترس از دست دادن پرزیبلسکی و همکاران (2013) بود. تحلیل داده‌&amp;amp;shy;ها با روش معادلات ساختاری انجام شد. یافته&amp;amp;shy;‌ها حاکی از برازش مطلوب داده&amp;amp;shy;‌ها با مدل بود (،x2/df=1/98 ،CFI=0/94 ،GFI=0/92 AGFI=0/91 ،TLI=0/95 ،IFI=0/95 ،NFI=0/96 ،RMSEA=0/06). نتایج نشان داد پریشانی روان‌شناختی (افسردگی، اضطراب، استرس)، بی&amp;amp;shy;‌حوصلگی و ترس از دست دادن بر اعتیاد به اینستاگرام اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05&amp;amp;gt;p). همچنین، پریشانی روان‌شناختی بر بی‌حوصلگی و ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05&amp;amp;gt;p). و همچنین ترس از دست دادن و بی&amp;amp;shy;‌حوصلگی نقش میانجی در رابطه بین پریشانی روان‌شناختی و اعتیاد به اینستاگرام داشتند (0/05&amp;amp;gt;p). از منظر کاربردی، طراحی برنامه‌های کاهش بی‌حوصلگی و ترس از دست دادن همراه با مداخلات کاهش پریشانی روان‌شناختی می‌تواند به طور معناداری آسیب‌پذیری دانشجویان در برابر اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی را کاهش دهد..</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه صفات پنج عاملی شخصیتی و سرمایه روان‌شناختی با بهزیستی روان‌شناختی</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_21092.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ویژگی&amp;amp;shy;‌های شخصیتی و سرمایه روان‌شناختی با بهزیستی روان‌شناختی صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی &amp;amp;ndash; همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه‌&amp;amp;shy;های سلیمانیه، گرمیان و حلبچه اقلیم کردستان عراق بود. از این جامعه، تعداد 300 نفر به شیوه خوشه&amp;amp;shy;‌ای انتخاب و به مقیاس بهزیستی روانی ریف، پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و مقیاس شخصیتی پنج عاملی مک کری و کاستا پاسخ دادند. تحلیل داده&amp;amp;shy;‌ها با روش تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد خودکارآمدی، خوش&amp;amp;shy;‌بینی، امیدواری و تاب&amp;amp;shy;‌آوری با بهزیستی روان&amp;amp;shy;‌شناختی رابطۀ مستقیم دارند. بین روان‌&amp;amp;shy;رنجورخویی با بهزیستی روان&amp;amp;shy;‌شناختی رابطه منفی و بین باوجدان بودن و توافق‌&amp;amp;shy;پذیری با بهزیستی روان&amp;amp;shy;‌شناختی رابطۀ مثبت وجود دارد. این یافته&amp;amp;shy;‌ها بیان می&amp;amp;shy;‌کند که روان&amp;amp;shy;‌رنجورخویی فرد را مستعد تحریک&amp;amp;shy;‌پذیری، اضطراب، غمگینی و بدخلقی نموده و می&amp;amp;shy;‌تواند بهزیستی روان‌&amp;amp;shy;شناختی فرد را تهدید نماید. در مقابل، توافق&amp;amp;shy;‌پذیری نشانگر صداقت، نوع‌دوستی و خودکنترلی در موقعیت&amp;amp;shy;‌های بین‌فردی بوده و به همراه باوجدان بودن آمادگی فرد را برای رویارویی با مسایل زندگی تقویت نموده و وظیفه&amp;amp;shy;‌شناسی و نظم داشتن در زندگی و تلاش برای موفقیت نیز زمینه‌ساز تعامل مثبت با جنبه&amp;amp;shy;‌های زندگی می&amp;amp;shy;‌گردد. ازطرفی، سرمایۀ روان‌&amp;amp;shy;شناختی علاوه بر تعدیل اثرات منابع استرس، زمینه را برای بهره‌&amp;amp;shy;گیری انگیزشی از فشارزاهای زندگی در جهت شکل&amp;amp;shy;‌دهی چالش&amp;amp;shy;‌های جدید، مهیا نموده و به تکاپوی مستمر فرد در جهت ایجاد اهداف جدید و بسط منابع شادکامی یاری &amp;amp;shy;رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ اثربخشی آموزش تنظیم شناختی هیجان و کفایت اجتماعی بر هیجانات مثبت یادگیری فراگیران پسر</title>
      <link>https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_16488.html</link>
      <description>یکی ازویژگی های منحصر به فرد دوران نوجوانی، لذّت، غرور و اُمیدواری تحصیلی است که پیآمدهای مثبتی برای نوجوان،خانواده و جامعه در پی دارد. بنابراین این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامهِ آموزش تنظیم شناختی هیجان و کفایت اجتماعی بر هیجان‌های مثبتِ یادگیری فراگیران انجام شد. طرح این پژوهش پیش‌آزمون &amp;amp;ndash; پس‌آزمون با گروه کنترل نابرابر و روش پژوهش نیمه آزمایشی بود که در آن از پرسشنامه &amp;amp;laquo;هیجان‌های مثبت یادگیری فراگیران&amp;amp;raquo; قبل و بعد از آموزش استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، دانش‌آموزان پسر پایۀ یازدهم شهر مرند بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای 60 نفر در سه گروه آزمایشی 1 و گروه آزمایشی 2 و گروه کنترل جهت شرکت در پژوهش انتخاب و جایگزین گردیدند. به گروه آزمایشی اول &amp;amp;laquo;تنظیم شناختی هیجان&amp;amp;raquo; آموزش داده شد؛ به گروه آزمایشی دوم &amp;amp;laquo;کفایت اجتماعی&amp;amp;raquo; آموزش داده شد و گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکردند. داده ها توسط نرم افزار SPSS - 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه‌وتحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه‌ها در افزایش هیجان‌های مثبت یادگیری فراگیران (05/0&amp;amp;gt;p) وجود دارد. ا کنترل اثر پیش‌آزمون در دو گروه آزمایشی، دو روش آموزش کفایت اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان اثر متفاوت دارند و این تفاوت به نفع آموزش تنظیم شناختی هیجان است (35/32=F، 05/0&amp;amp;gt;p).از مجموع یافته ها نتیجه گیری شد که دو روش آموزش کفایت اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان در بهبود لذت تحصیلی، امیدواری تحصیلی و غرور تحصیلی اثر متفاوت دارند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
